سورهی روم (پیام امید به روشنفکر مسؤول)
خواهران، برادران
الآن که اینجا نشسته بودم و منتظر آغاز برنامه بودم، برنامهی شریفی را گوش میکردم؛ آن جوانی که برای شما قطعهای را خواند. به این فکر افتادم که این علی، چه شعلهای است و ایمان به علی چه آتشی است که حتّی در این منجلاب عفنی که نسلهای پوک، پوچ، آلوده و تباه میسازند، اگر جرقهای از آن بر وجدان جوانی بیافتد، باز هم در چنین ظلمتی و چنین مردابی، با چنین سرعت و شگفتی او را برمیافروزد و با تمام وجود و هستی، تبدیل به عشقش میکند؛ و این، نمونهای است برای همهی کسانی که امید و ایمان دارند که با برافروختن آتش علی، در این شبستان سرد و سیاهی که گرفتارش هستند، بتوانند نجات، آزادی، و آگاهی بیابند. در سراسر جهان، همهی توطئهها برای نابود کردن نسل جوانی است که میبینیم به جای همهی حقها و همهی آزادیهایی که در آرزویش هست و نیاز به آن دارد، فقط به او «آزادی جنسی» میدهد. در سراسر جهان، دستگاههای تبلیغاتی، مطبوعات، رادیوها، تلویزیونها، هنر، همه در تلاش تأمین چنین نیازی برای او هستند، در مقابل از «مکتب علی» و شعلهای که از خانهی متروک و خاموش فاطمه همواره جستن میکند، اگر لیاقت آن را داشته باشیم که از این آتش قبسی بگیریم و ارمغان این نسل کنیم، میتوانیم آتشی برافروزیم و امیدوار باشیم که در این رکورد و سکوت و تفرقه، حرکت و امید، هدف و گرما و روشنایی ایجاد کنیم و نسلی بسازیم، درخشان و نیرومند، بر مبنی و اساسی است که علی با سکوتش، با جهادش، و با رنجش برای ما گذاشته است.
این همهی امیدی است و همهی تلاشی است که در حد خودمان، هرچند اندک، در جستوجویش هستیم و امیدواریم که روزی برسد و آن روز، خیلی دور نباشد که به جای «بدبینیها» و به جای «بدگوییها» و به جای «بذرافشانیهای سیاه و بدبینانه» که در میان برادران و همدلان و همدردان و پیروان خانوادهی علی و فاطمه میافشانند و میکوشند همه را روی در روی هم قرار دهند تا روی از دشمن بتابند و به خویش سرگرم شوند، روزی را داشته باشیم که به جای اتهام زدن، کوبیدن، طرد کردن و لجنمال کردن، به پیروزی از علی، از محبت و تفاهم و دوست داشتن یکدیگر لذت ببریم.
امیدوارم چنین روزی بسیار نزدیک باشد.
روزی که «دانشجویان ما» در کنار «طلبهی ما»، و «استاد ما» در کنار «عالم» ما، و «مؤمن ما» در کنار «روشنفکر ما»، و «جوان ما» در کنار «پیر ما»، و «متجدد ما» در کنار «متقدم ما»، و «دختر ما» در کنار «مادرش»، و «پسر ما» در کنار «پدرش»، و همه در یک صف، در کنار خانهی فاطمه بایستیم، روی در روی همهی توطئههایی که علیه ما میشود. دعا کنید که آن روز، زود برسد.
موضوعی که امروز برای سخن گفتن انتخاب کردهام، بر اساس یک هدف و یک شعار کلی است که باید هدف و شعار همهی ما بشود. این تنها سندی که داریم و تنها ریسمان استواری که هنوز از آسمان آویخته است، و نیز تنها پایگاهی که همهی رشتهها، شعبهها و فرقههای پراکندهی ما میتوانند به آن برگردند و در کنار آن بایستند تا برادری پیشین را تجدید کنند، «قرآن» است.
تنها سندی که نتوانستهاند کوچکترین خدشهای در آن وارد کنند و یا کوچکترین تحریفی، چه کم و چه زیاد، در آن به وجود آورند.
قدرتهای بزرگ جنایتکار، خلفا، ملوک، علمای سوء، و دشمنان داخلی و خارجی که ترس اساسیشان از قرآن بوده است، خوشبختانه همه کار کردهاند، جز این که بتوانند قرآن را نفی و یا نابود کنند و فقط تلاش کردهاند که قرآن را بد تفهیم کنند. تلاش کردهاند تا قرآن را از مسیر زندگی، تفکر، و مطالعه و بینش صحیح و تحصیل مذهبیمان کنار بگذارند. کوشش کردهاند تا آنجایی هم که قرآن مطرح است، فقط به زیبایی تجلید، و یا فقط به قرائتش منحصر باشد.
امّا به هر حال، آنچه که هست، و آنچه که برای همهی مسلمانهای جهان وجود دارد، پیر و جوان، تحصیلکرده و عامی، شیعی و غیرشیعی، شرقی و غربی، هر کس، از هر فرقهای و از هر نسلی و با هر بینش و فرهنگی که باشد، معتقد است که:
«سنگ زیرین اسلام، قرآن است.»
قرآن، علیرغم تمام توطئههایی که در طول تاریخ شده تا مطرح نشود، محفوظ مانده و مطرح شده و تمام کوشش ما باید این باشد که قرآن را در جامعه مطرح کنیم.
....
« دریافت متن کامل کتاب »
http://www.seapurse.com/Books/Rum.pdf
بنام خدای مظلومان و محرومان