دکتر علی شریعتی
متن این سخنرانی، پس از پیاده شدن از نوار، توسط خود استاد تصحیح و ویرایش شده است.

خواهران، برادران

الآن که این‏جا نشسته بودم و منتظر آغاز برنامه بودم، برنامه‏ی شریفی را گوش می‏کردم؛ آن جوانی که برای شما قطعه‏ای را خواند. به این فکر افتادم که این علی، چه شعله‏ای است و ایمان به علی چه آتشی است که حتّی در این منجلاب عفنی که نسل‏های پوک، پوچ، آلوده و تباه می‏سازند، اگر جرقه‏ای از آن بر وجدان جوانی بیافتد، باز هم در چنین ظلمتی و چنین مردابی، با چنین سرعت و شگفتی او را برمی‏افروزد و با تمام وجود و هستی، تبدیل به عشقش می‏کند؛ و این، نمونه‏ای است برای همه‏ی کسانی که امید و ایمان دارند که با برافروختن آتش علی، در این شبستان سرد و سیاهی که گرفتارش هستند، بتوانند نجات، آزادی، و آگاهی بیابند. در سراسر جهان، همه‏ی توطئه‏ها برای نابود کردن نسل جوانی است که می‏بینیم به جای همه‏ی حق‏ها و همه‏ی آزادی‏هایی که در آرزویش هست و نیاز به آن دارد، فقط به او «آزادی جنسی» می‏دهد. در سراسر جهان، دستگاه‏های تبلیغاتی، مطبوعات، رادیوها، تلویزیون‏ها، هنر، همه در تلاش تأمین چنین نیازی برای او هستند، در مقابل از «مکتب علی» و شعله‏ای که از خانه‏ی متروک و خاموش فاطمه همواره جستن می‏کند، اگر لیاقت آن را داشته باشیم که از این آتش قبسی بگیریم و ارمغان این نسل کنیم، می‏توانیم آتشی برافروزیم و امیدوار باشیم که در این رکورد و سکوت و تفرقه، حرکت و امید، هدف و گرما و روشنایی ایجاد کنیم و نسلی بسازیم، درخشان و نیرومند، بر مبنی و اساسی است که علی با سکوتش، با جهادش، و با رنجش برای ما گذاشته است.

این همه‏ی امیدی است و همه‏ی تلاشی است که در حد خودمان، هرچند اندک، در جست‏وجویش هستیم و امیدواریم که روزی برسد و آن روز، خیلی دور نباشد که به جای «بدبینی‏ها» و به جای «بدگویی‏ها» و به جای «بذرافشانی‏های سیاه و بدبینانه» که در میان برادران و هم‏دلان و هم‏دردان و پیروان خانواده‏ی علی و فاطمه می‏افشانند و می‏کوشند همه را روی در روی هم قرار دهند تا روی از دشمن بتابند و به خویش سرگرم شوند، روزی را داشته باشیم که به جای اتهام زدن، کوبیدن، طرد کردن و لجن‏مال کردن، به پیروزی از علی، از محبت و تفاهم و دوست داشتن یکدیگر لذت ببریم.

امیدوارم چنین روزی بسیار نزدیک باشد.

روزی که «دانشجویان ما» در کنار «طلبه‏ی ما»، و «استاد ما» در کنار «عالم» ما، و «مؤمن ما» در کنار «روشن‏فکر ما»، و «جوان ما» در کنار «پیر ما»، و «متجدد ما» در کنار «متقدم ما»، و «دختر ما» در کنار «مادرش»، و «پسر ما» در کنار «پدرش»، و همه در یک صف، در کنار خانه‏ی فاطمه بایستیم، روی در روی همه‏ی توطئه‏هایی که علیه ما می‏شود. دعا کنید که آن روز، زود برسد.

موضوعی که امروز برای سخن گفتن انتخاب کرده‏ام، بر اساس یک هدف و یک شعار کلی است که باید هدف و شعار همه‏ی ما بشود. این تنها سندی که داریم و تنها ریسمان استواری که هنوز از آسمان آویخته است، و نیز تنها پایگاهی که همه‏ی رشته‏ها، شعبه‏ها و فرقه‏های پراکنده‏ی ما می‏توانند به آن برگردند و در کنار آن بایستند تا برادری پیشین را تجدید کنند، «قرآن» است.

تنها سندی که نتوانسته‏اند کوچک‏ترین خدشه‏ای در آن وارد کنند و یا کوچک‏ترین تحریفی، چه کم و چه زیاد، در آن به وجود آورند.

قدرت‏های بزرگ جنایت‏کار، خلفا، ملوک، علمای سوء، و دشمنان داخلی و خارجی که ترس اساسی‏شان از قرآن بوده است، خوش‏بختانه همه کار کرده‏اند، جز این که بتوانند قرآن را نفی و یا نابود کنند و فقط تلاش کرده‏اند که قرآن را بد تفهیم کنند. تلاش کرده‏اند تا قرآن را از مسیر زندگی، تفکر، و مطالعه و بینش صحیح و تحصیل مذهبی‏مان کنار بگذارند. کوشش کرده‏اند تا آن‏جایی هم که قرآن مطرح است، فقط به زیبایی تجلید، و یا فقط به قرائتش منحصر باشد.

امّا به هر حال، آن‏چه که هست، و آن‏چه که برای همه‏ی مسلمان‏های جهان وجود دارد، پیر و جوان، تحصیل‏کرده و عامی، شیعی و غیرشیعی، شرقی و غربی، هر کس، از هر فرقه‏ای و از هر نسلی و با هر بینش و فرهنگی که باشد، معتقد است که:

«سنگ زیرین اسلام، قرآن است.»

قرآن، علی‏رغم تمام توطئه‏هایی که در طول تاریخ شده تا مطرح نشود، محفوظ مانده و مطرح شده و تمام کوشش ما باید این باشد که قرآن را در جامعه مطرح کنیم.

....

« دریافت متن کامل کتاب »

http://www.seapurse.com/Books/Rum.pdf