كجاي جهان نشسته اي اي الهه تنها ؟
همه اين دريا ها
چه ژرف سبز
چه بي ژرفاي گل آلود
چشم مرا به دوش مي برند
مگر كجاي جهان نشسته اي
اي الهه تنها
بر كدام كرانه
كه تمامي دريا ها
تنها چشم هاي مرا به شنه مي كشند
به هواي كرانه هاي ناپيدا ؟
هواي همه كرانه ها باراني است
و بر هر كرانه اي الهه تنها
دو زانو نشسته بر سنگي
و دور دست ها را مي كاود
تاريك و خيس و براق
تا دريايي فرا رسد
و بر زانوانش
بپخشاند
چشم مرا
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۴/۰۶ ساعت 14:15 توسط مهدی بنی اسدی
|
بنام خدای مظلومان و محرومان