مي خواهم در ابتداي كاغذ در ابتداي شعر بگذارمت ...
مي خواهم در ابتداي كاغذ در ابتداي شعر
بگذارمت
مصراع زنده اي كه رشد گياهي دارد
و آبياري خواهد شد از رطوبت كاغذ و آه
مي خواهم
بنشانمت همينجا
در شكل گرم يك گل سرخ ميمندي
با عطر تند گلاب
كه دختران گلچين را ديوانه مي كند
كه باغ را پس پرچين هجوم نفسهاي گرم مي سوزاند
كه جنگ در محله بپا مي شود
مي خواهم بكارمت
اينجا ميانه دفتر
به شكل شاخه خرزهره اي پر از گل تازه
كه دره هاي گرم جنوبي را
در انتهاي بهار
دل زنده مي كند
و كسوت پريزادي غمگين دارد
كه مي رمد به بيشه از هجوم نگاه غريب
مي خواهم در شكل ناب يك زن كامل
وادارمت همينجا در انتها
تا چون در آيم از در
ناگاه
از جاي برجهي و در آغوش تشنه ام بگريزي
و ساقه اي گل سوري
بر شانه هاي خسته خشكم بگذاري
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۴/۰۳ ساعت 11:2 توسط مهدی بنی اسدی
|
بنام خدای مظلومان و محرومان