در به در در پي بند زني ميگردم...
سالها پيش که کودک بودم
سر هر کوچه کسي بود که چيني را
بند ميزد با عشق
و من آن روز به خود ميگفتم
آخر اين هم شد کار ؟
ولي امروز که ديگر اثري از او نيست
نقش يک دل که به روي چيني است
ترکي دارد و من
در به در
کوي به کوي
در پي بند زني ميگردم

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۱/۲۹ ساعت 10:59 توسط مهدی بنی اسدی
|
بنام خدای مظلومان و محرومان