من هستم تو هستی پس هستیم .
من فكر مي كنم پس هستم . « دكارت »
من طغيان مي كنم پس هستم . « كامو »
***
جام دريا ازشراب بوسه خورشيد لبريزاست،
جنگل شب تا سحر تن شسته در باران،
خيال انگيز !
ما، به قدرجام چشمان خود،ازافسون اين خمخانه سرمستيم
درمن اين احساس :
مهرمي ورزيم،
پس هستيم !

+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ساعت 12:24 توسط مهدی بنی اسدی
|
بنام خدای مظلومان و محرومان