مدتی پیش کتاب نگاهی مدرن به عاشورا رو میخوندم

 مطلب جالبی آورده بود . نویسنده واقعه عاشورا و

 ماجرای طوطی  و بازرگان رو یه جورایی برای

نزدیک کردن آرمانهای عاشورا به ذهن در کنار

 هم آورده بود حتما ماجرای طوطی و بازرگان

رو که شنیدید . من خلاصه اون رو میگم

 – وقتی بازرگان سلام طوطی در قفس خودش رو

 به طوطی های هندوستان می رسونه یکی از

طوطی ها ، بی نفس خودشو میندازه زمین و …

وقتی بازرگان برمیگرده و ماجرارو به طوطی خودش

 میگه طوطی سریع میگیره و خودشو میندازه کف قفس

 و بازرگان که فکر کرده طوطیش از غصه مرده اونو

 میندازه بیرون و ….حالا طوطی رهایی رو به دست آورده

وپروازمیکنه-نویسنده میگه یه حسینی بود طوطی خوش الحان

باغ دین ، یه روزی تو صحرایی داغ که بهش کربلا میگفتن

خودشو فدا کرد تا آزادگی رو به ما نشون بده  که چی بشه ؟

 که امروز که خبر اون ماجرا رو شنیدیم عبرت بگیریم و

 از قفس دنیا به سوی اون هدف بزرگ پرواز کنیم

نه اینکه دائما در و دیوار این قفس رو فقط با اشکامون

 شستشو بدیم . اگه خواستین عین مطلب رو بخونین

 به کتاب "نگاهی مدرن به عاشورا"مراجعه کنین.