گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام

وساقه های جوانم ازضربه های تبرهاتان

زخمدار است

با ریشه چه می کنید ؟

گیرم که بر سر این بام

بنشسته در کمین پرنده ای

پرواز را علامت ممنوع می زنید

با جوجه های نشسته ی

درآشیانه چه می کنید ؟

گیرم که باد هرزه ی شبگرد

با های و هوی نعره ی مستانه در گذر باشد

با صبح روشن پر ترانه

چه می کنید ؟

گیرم که می زنید

گیرم که می برید

گیرم که می کشید

با رویش ناگزیر جوانه

چه می کنید ؟