حقیقت گوئی و پرهیز از عوام فریبی
نوشته امروز من در مورد حقیقت گوئی وپرهیز از مردم فریبیه .
آیا اصلا رابطه ای بین این دو هست ؟
چرا بیشتر اوقات حقیقت و پذیرش اون برای ما خیلی تلخه ؟
کشورهای پیشرفته دنیا اگه حقیقت پشت پرده ای داشته باشن –که خیلی کمتر ازمال ماست-
خیلی زود تراز اینکه پشت پرده نمایان بشه خودشون اعلام می کنن !! یه نمونه عینی،مثلا
همین اعلام ورشکستگی بانک ها و شرکت های بزرگ اقتصادی و...این فرصتی می شه که
مردم و ارگانها با چشمان باز تصمصم گیری کنن وعواقب دامن گیر کمتری برای دولت و مردم
داشته باشه. ولی ما باشعارزدگی وتوجیه و ماستمالی و ماستبندی وعوام فریبی زمینه طبیعی
شدن فروافتادنها و بردن راه سعادت به بیراهه ها و چند راهه های حیرت و سردر گمی و بی
اعتمادی توده مردم ازهمه چیزوهمه برنامه هاوعاقبت سقوط و سقوط را فراهم می کنیم .
با نگفتن حقایق چه مشکلاتی که گریبانگیر ما نمیشه؟!چه هزینه های خانمانسوزی که متقبل
نمی شیم؟! آیا گفتن حقایق هزینه بیشتری داره ؟!الله اعلم.نظر شما چیه؟عوام فریبی چه فرقی
با دروغ گوئی داره ؟ اصلا در مورد بحث چه نظری دارین؟؟

بنام خدای مظلومان و محرومان