ای یار نازنین

ما باد را

هرگز نکاشتیم که توفان درو کنیم

ما بذر کاشتیم

همت گماشتیم که تا روید از زمین

اما شبی که جشن درو گرم گشته بود

- در آن بزم دلنشین -

ناگه حرامیان ،

- چه بگویم دگر ...

همین !

حمید مصدق : از کتاب شیر سرخ